به همین سادگی!

1

یلدای سال قبل بود که قرار بود تمام شویم ُ برویم پی آن یکی زندگی مان! قرار نیست که همه قرار ها درست برقرار شوند که، نرفتیم هنوز، خیلی هامان هستیم، که یک سال گذشت، حالا بماند که چکار کردیم، که چقد خندیدیم که چقدر خنداندیم... بماند که حالا تو کجایی، که میخواهی این یک دقیقه اضافی را حافظ بخوانی، بخوابی، یا بنشینی ُ تا صُب آسمان ابری شهرت را هی گز کنی، اصلا یلدایی که برف نداشته باشد که یلدا نیست،این را دیشب داشتم به خدا میگفتم. اصلا همه این ها بماند2..

یلدایتان مبارک،به همین سادگی!


پ.ن:بسته شب یلدا هم داریم ما: + و +!

پ.ن:دلتان شاد،جیب هاتان پر پول،یک دقیقه اضافی تان هم پربار!


1:خونه پدر بزرگ بود و امکانات کم،همچی آدمی هستیم!

2:اصلا یهویی سانسور شد:-l


یه دوست،بدون هیچ مناسبتی،یه شاخه رُز هدیه بده بت!

خانومی که ما باشیم!


اینکه ما خانوما برخلاف شما آقایون اینجوری خرید می کنیم،یا اصلا اینکه شما آقایون برخلاف ما خانوما اونجوری خرید میکنید،قبول! اما دیشب وقتی داشتم خرت ُ پرت هایی که با مامان خریده بودیم رو میذاشتم توی کابینت، که داداش ِ اومد ُ گفت "رفتین تخم مرغ بخرین فقط،پس کو تخم مرغا؟" فهمیدم که ما خانوما میتوونیم به قصد خرید فلان چیز بریم بیرون و همه چیز بخریم،الا همان فلان چیز را!1


1:یادمان نباشد که باید فلان چیز را هم می خریدیم حتی!

نامه سرگشاده(3)


یک چیزی که فرزندانم همیشه باید بدانند ، این است که من خواهر برادر هایشان را یک جور دیگری دوست خواهم داشت ، حالا هر چند تا که می خواهند باشند ، جوری که شبیه دوست داشتن پدرشان نباشد ، مثل دوست داشتن گلدان هایم ، فصل ها ، رنگ ها نباشد ، آن مدل دوست داشتن اصلا نباید باشد ، هر کدامشان را یک جور خاصی دوست خواهم داشت...ینی میخواهم بهتان بگویم آدمها هیچ کدام شبیه هم نیستند،هیچکدامشان اخلاقشان مثل هم نیست ، ینی گول این طالع بینی ها را نخورید1 ، دو قلو ها هم مثل هم نیستند ، مثل هم فکر نمی کنند ، مثل هم حرف نمیزنند. 

هر کسی را باید به شیوه خاص خودش دوست داشت،اصلن نمیشود همه را یک مدلی دوست داشت، ینی یک فرمول ثابت شده ای که بگوید "بیا،اینجور می توانی فلانی ها را دوست داشته باشی، اینجوری فلانی ها دوستت خواهند داشت" ، وجود ندارد.

حالا بیا بنشین ُ ببین که تا حالا چند نفر را آنجور که باید دوست داشته باشی،دوست داری!


1:آدمها فقط در بعضی موارد کپی پیستی هستند

مــا

جــوجه ی آخر پایــیــزیم

عــاشـق شــمرده می شـویم

امـّـا

حســابـمــان نمــی کـنـنـد.


الف بال/مسعود عرفانیان

ما مثلا 'آدم'ها!

آمدم اینجا که یک متن بلند بالا بنویسم،اینکه بگویم چقدر بعضی از ما آدم ها مزخرفیم، اینهایی که حذب باد که نه،به یک فوتی بند اند.این آدم ها که نمیشود یک کلام باهاشان حرف زد،که از قاعده یک کلاغ،چــل کلاغ استفاده میکنند! همین هایی که برای صد تومن جد ُ آباد آدم را می اورند جلوی چشم هایش! اینهایی که نمیشود بهشان گفت بالای چشمهایت ابروست! اینهایی که هروقت بهتان میرسند از دوست پسر جدیدشان میگویند،که تمام دغدغه شان در زندگی رنگ لاک ناخنشان بوده...

آمدم از یک سری از آدم ها بگویم که سیستم زندگی شان بر محور ِ پول،پول،پول پیروی میکند! آدم هایی که تمام شخصیتشان به کیف پول ُ کت شلوار تنشان ُ ماشین زیر پایشان است! اینهایی که فکر میکنند زنگ زدن بهشان ُ احوالشان را پرسیدند،وظیفه تان است! همین هایی که فیل فین کرد ُ اینها جلوس پیدا کردند..

آمدم از یک سری از آدم ها بگویم،اما خـــــــب،یادم آمد دنیای مجازی را هم ما آدم ها تشکیل میدهیم2،این متن دلیل نمیشود که خودم هم جز این آدم ها نباشم، بهتر به خودمان نگاه کنیم!!!


پ.ن:عاشق افکار همه آدم ها نشین.آدمها زیبا فکر میکنند،زیبا حرف می زنند،اما زیبا زندگی نمیکنند!1


1:بر گرفته از sts یکی از دوستان!

2:مخاطبی که می تواند خاص باشد!

این گروه 5+1 به نتیجه رسید،ما هنوز تغییری نکردیم:l

قدیما+

هزار راه نرفته(1)...


دو تا از هزاران کارهایی که دوست داشتم انجام بدهم1 همیشه،که هیچوقت مرحمت نکردم تمرین کنم، که فقط دوست داشتم یاد داشته باشم ِشان، که جدا از جلف بودنش، جدا از اینکه بگویند از خانمی مثل شما 2بعید است، که فکر میکنم هر آدمی باید یاد داشته باشدَش، حالا می خواهد استفاده کند، نکند، به من ربطی ندارد...

اینکه دوتا انگشتم را بچپانم توی دهنم ُ دو تا سوت بزنم، آنقدر بلند باشد که صدایش تا فلانجا هم برود. این شب های پاییزی که بدجوری روی پشت بام رفتن میزند توی کله ام ،تمرین میکنم.که بجز صدای س کـــــــش داری هیچ چیز بیرون نمی آید! آن یکی دیگر،اینکه آدامسم را باد کنم،بعد هم تَـــق بترکانم، بعله، من ادم پاستوریزه ای بودم که تا بحال نتوانستم با یک آدامس این کار را بکنم..

باید بروم بیشتر تمرین کنم،شاید پس فرداها زانو هایم را خم کردم ُبچه ام را گذاشتم آن بالا بشیند  ُ "تـــَــق" برایش آدامس ترکاندم ُ پاچید روی دماغش، که بعدش یک عکس بگیرم ازش ُ بیایم بهتان نشان بدهم ُ بعد شما قربان صدقه بچه ام ُ مادر خوش ذوقش بروید حتی!

باید بروم بیشتر تمرین کنم...


1:آرزوهای شیشه ای ام!

2:حالا انگار کی هستم:l