بنظر اینجانب خانه بدون پنجره،مثل آبگوشت بدون پیاز میماند،میشود خوردش،میشیود درونش زندگی کرد،ولی همچین مزه نمیدهد،به آدم اونجور که باید نمیچسبد.اطرافیان ما آگاه هستند که پنجره عشق چهارم ماست،هی به پدر گفتیم سه طرف این اتاق را پنجره بزن گفت:پول گاز رو عمم میده؟نخب دیدم واقعن عمش نمیده..لذا به یه پنجره راضی شدیم،اینها همه به کنار،امروز با دوستان نشسته بودیم،میخندیدم،که  دوستان عکس زیر رو به هم نشون میدادن،میگفتن معمارش نفمه حتمن،بعد ما که عکس رودیدیم تازه فمیدم چی به چیه،درس نبود جلوشون کم بیارم،لذاگفتم دنبال همچی چیزی بودم:دی

ولی خب خودمونیم،اوس معمارش کی بوده؟