یکی زیر،دو تا رو،یکی زیر...
من پیر شوم غرغرو میشوم،شاید آلزایمر هم بگیرم،دندان مصنوعی هایم را هر شب با ذوقی تمام نخ می کشم، یادم باشد ناخن هایم را لاک بزنم،آشغالها،آشغالها را هم سر ساعت نه بیرون میگذارم،عیدها عیدی های خوشمزه میدهم،نوه هایم اکسیژن هستن،به آنها نیازمندم،عصا هم دارم حتمن،راستی حلقه ازدواج مادر بزرگ را هم به یکی از نوه های دختری میدهم،نوه های پسری شاکی شدند نفری یکی از بیژامه های پدر بزرگم را هم به آنها میدهم...سالی یک بار شاید صورتم را لیفتینگ1 کنم،مادر بزرگ باید شیک باشد،من پیر شوم پول هایم را در بانک نمی گذارم،صندوقچه خاطرات هم میسازم تا آن موقع،رقص کُردی را هم سعی میکنم یاد بگیرم،اصلن با شوهری میرویم دوتایی یاد میگیریم،صب جمعه میرویم کله پاچه ای،وصیت نامه از قلم نیوفتد.سنگ صبور نوه هایم میشوم،میشوم مادر بزرگ آپدیت..
من پیر شوم،اوه چی همه کار.پیری هم هزارتا کار دارد..
پ.ن:وقتی وبلاگ ما را میخوانید بزور هم که شده لبخند بزنید ،وبلاگ مام دل دارد به مولا!!
1:دُرُس نوشتم؟