تُف به این...
-میگن پاییز یه بیماری با خودش داره،افسردگی میاره،روزی ده دقه بخوابید،والا ما روزی یه ساعتم میخوابیم هیچ تغییری نمی کنیم
-از پنجره بیرون نگا میکنم،انگاری مردم شهر همه مُردن
-هی میگم پاشین بریم حرم،پاشین بریم..پاشین.جوابی نمیاد
-به سلامتیه همه دوستایی که دوست نیستن،زهرمارن
-یه عالمه بغض داریم نمیدونم از غم هامه یا مال اینروزاست..بغض دارم کلا
-همساده روبرویی ماشینشو گل مالی کرده،تواین هوا حالا مث...میلرزه و ماشین میشوره(و اینچنین بود که خدا کارواش را آفرید)
-بدجوری واسه اخلاق سگی خودم دلم تنگه
-خدا این کلید فَست رو بزن یکم بریم جلو ببینیم چی به چیه
-خستـــــــــــم.خسته!قدر هزار سال
-پرانتز این وسطا،ما رو هم دعا کنین،جای دوری نمیره
-نقطه ته خط!
+ نوشته شده در ساعت توسط میرزا نفهم الدّین مشدی
|