داشتیم دنبال سی دی مناسب سن خواهرمان میگشتیم1،برای خرید!صاب مغازه در حالی که داداشمان در کنار خواهر ایستاده بش2 خرما تعارف میکنه میگه:یکی هم واسه بابات بردار..

خرما:l

داداش:l

خواهری:داداشمه:l

فروشنده:l

داداش در ماشین:ینی با کدوم عقلش فک کرده من باباشم؟!

ما:

خواهری:حتما فک کرده تو بابامی؛نفم مامانم!

ما:l

داداش:

و همچنان ما:l


پ.ن:ینی تاحالا از طرف یه بچه چار ساله اینقده ضایع نشده بودم!!


1:ما،خواهری و برادر!!!

2:به خواهری