مرگ و عشق مثل هم ان . هردوشون فلسفه رو به گند مي كشن*!
ما از آن دخترهایی که عشق آنور آب را دارند نیستیم،یعنی تا حالا نبودیم،ولی چند وقتی1 است فکر رفتن به آنجا2، آن هم بعد از پیشنهاد او3، مثل کرم افتاد است به روده ی مغزمان! آن هم نه برای تفریح و گشت و گزار یا گذار،یا گرفتن عکس کنار فلان جا و یا رفتن به کافی شاپی 4و اینها..بلکه میخواهیم باقی عمر را برویم آنجا.برویم که..5
پ.ن: باس عمیق تر به موضوع بنگریم،اوهوم!
پ.ن2: علی ایحال شما نگران نباشید6،همه جای دنیا نت دارد!
پ.ن3:خوبین؟!
*:فیلم کاش به کوچه نمیرسیدم -محمد هاشم اکریانی!
1:سه ماهی میشود!
2:بلاده کفر!
3:او اوی دیگه! من،تو،او!
4:کلیک
5:هروقت رفتیم باقیش را میگوییم!!
6: نه اینکه الان هستین:D
+ نوشته شده در ساعت توسط میرزا نفهم الدّین مشدی
|