زمانی که شرافت و انسانیت را مثل قایق کاغذی توی جوی آب رها میکنی

رهایش می کنی و بی اهمیت از کنارش رد می شوی

و او هم بی اهمیت تر از تو می رود..

سخت است!

نمیدانم میدانی یا نه..

وقتی با تمام شرافت و انسانیش قول میدهد

و با تمام انسانیت و شرافتت،از تو قول می خواهد

نمیدانم با آن شرافت و انسانیت برآب رفته

چطور می گویم:

               قول میدهم!

+انگار یه زلزله چندصد ریشتری اومده باشه!

هیچی ازم نمونده..