زمانی که شرافت و انسانیت را مثل قایق کاغذی توی جوی آب رها میکنی
رهایش می کنی و بی اهمیت از کنارش رد می شوی
و او هم بی اهمیت تر از تو می رود..
سخت است!
نمیدانم میدانی یا نه..
وقتی با تمام شرافت و انسانیش قول میدهد
و با تمام انسانیت و شرافتت،از تو قول می خواهد
نمیدانم با آن شرافت و انسانیت برآب رفته
چطور می گویم:
قول میدهم!
+انگار یه زلزله چندصد ریشتری اومده باشه!
هیچی ازم نمونده..
+ نوشته شده در ساعت توسط میرزا نفهم الدّین مشدی
|