بعضیا خیلی تو زندگیشون تنوع دوست دارن:l
از مکالمه پنجاه ُ اندی دقیقم با "میم"،جدا از حرفای سیاسی به اونجا که فامیل دور عمَّش بند سو/ت/ین شو از زیر لباسش کشیده بیرون ُ با جدیت گفته من فقط همین یکی رو دارم،میشورم ُ میپوشم، میرسم،از خنده اشک از چشام میاد ُ با مظلومیتی که جدیدن پیدا کردم میگم بیچاره شوهرش:l
روم سیا:)
+ نوشته شده در ساعت توسط میرزا نفهم الدّین مشدی